ازآخرین باری که ننوشتم روزهای زیادی گذشته وحافظه ام تا جایی که یاری کنه اتفاقات رو می نویسم
از تعطیلات محرم که با مادر وخواهر گذشت بدون همسر.من خونه مامان اینا موندم وباهم می رفتیم عزاداری وتماشا دسته ها ی عزاداری ومی اومدیم تاغروب عاشورا که همسری
برچسب:
نویسنده: هستی حیدریان
تاريخ: جمعه
5 آبان
1396 ساعت: 6:23